۱۴۰۰/۰۱/۲۴ | | -
اکنون دوباره، این من و این هم بزرگراه
در آینه، به پشت سرم می کنم نگاه
تصویرِ محوِ غم....
از روزهای طی شده، پُر می شوم از آه
از این که غافلانه، درافتاده ام به راه
از گرد و خاکِ پُرشده در جاده ی سیاه
این گونه پرشتاب چرا می روم به پیش؟!
آینده، یک به یک، شده طی گشته و تباه
می تازم این چنین
مفعولُ فاعلاتُ مفاعیلُ اشتباه
مُستَفعلن مفاعلُ مُستَفعلن گناه
گاهی به روبرو، نگهم می برد پناه
یک تابلو... گذشت... نویدِ پناهگاه؟!
یک تابلو، دوباره، امیدِ پناهگاه....
#محمدعلی_رضاپور (#مهدی)