🌛شبهای من 🌜
شبهاي سرد من همه درزیر نورِ ماه
سرشارِ نقره اند از آوارِ آن نگاه
مانند ماه مي گذرم از کنارِ تو
از درّه هاي شبزده، تنها و سر به راه
خورشيدِ من! بدونِ حضورِ صميمي ا ت
سيّاره اي فلکزده ام، ساکت و سياه
با ياري تو مي شود از روز و شب گذشت
از ميله هاي سُربيِ اين فصلِ راه راه
سر مي زند دوباره از انگشت هاي من
حسّي شبيه لحظه ي روييدنِ گياه
زیبا! مرا دوباره بهار ِترانه کن
مثل هواي تازه ي ارديبهشت ماه!
* دکتر یدالله گودرزی