پــای ســاده بودنـت ، دار و ندار از دســت رفت
سادگی کردی و حتّی کسب و کار از دست رفت
سـادگـی کــردی ؛ کویــر را گلــشنـی پنــداشتـی
زندگــانی زیر تیـغ خـاش و خـار از دست رفت
ابلـهــانــه زیــستــی ، پـــای تــمــام سادگیــت
خــانـه و ایـل و تبـار و اعـتبــار از دســت رفت
آخـــر بــازی دو ســـر بــاختــست با فــنّ کلــک
عمــر مشتـی مدّعـی ؛ پـای قمـار از دست رفــت
ســرنوشت ؛ قالــی زیبــاییست ، امّــا زیــر پـا :
در گــذار لحظـهها ، نقـش و نگـار از دست رفت
تـــرکه و چــوب خـرافـات ، خــورد بـر افکـارها
نم نمک با زور و تحمیل ، اختیـار از دست رفـت
بیــشمــار شــلّاق زد ، جــلّاد بــی رحــم زمـان ..
آن فــــروغ دیــدگان اشکـــبار از دســت رفـــت
گول خــوردی سادگـی چــون در کـلاس ابلــهان :
بیسـوادی آمــد و آمــوزگار از دســت رفـــت ..
#سادگی
#یزدان_ماماهانی